محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

732

خلاصة الحكمة ( فارسى )

مادّه غلظت و لزوجت و كثافت زياده به هم رسيد ، به سبب ضعف ، مستعد تحجّر گشته ، حرارت عاقده در آن تصرّف نموده ، صلب متحجّر و رملى مىشود . [ تبصره ] : و فرق ميان رملى دال بر حصات گرده و رملى دال بر حصات مثانه آن است كه : آن چه سرخ رنگ باشد ، علامت حصات گرده است و آن چه اغبرِ خاكسترى رنگ باشد ، دليل بر حصات مثانه است . و نيز رملى غير سرخ رنگ ، مطلقاً دلالت بر حصات مثانه مىنمايد ؛ زيرا كه حصات گرده به سبب طول مسافت و حدّت بول ، منطقع گشته و نهايتِ ريزه شده ، با بول آميخته مىگردد و راسب نمىشود كه شبيه به رمل نمايد . [ قسم دهم ] و اما رسوب رمادى يعنى رسوبى كه شبيه به خاكستر باشد ، دلالت مىنمايد بر غلبهء بلغم و يا مدّه كه به سبب طول مكث ، رنگ آن متغير از سفيدى به زرقت و غبرت گرديده باشد و اين ، اكثر الوقوع است و گاه به سبب احتراق [ است كه ] مدّه ، رمادى مىگردد . و اجزاء رمادى ، صغار مستدير مىباشد . [ قسم يازدهم ] و امّا رسوب علقى دموى « 1 » يعنى رسوبى كه شبيه به زلو باشد : خونى است كه انعقاد و انجماد يافته شبيه بدان گشته . پس اگر شديد الممازجة با بول باشد ، دلالت مىنمايد بر ضعف كبد و آن كه تولد آن در كبد شده و اگر شديد الممازجة نباشد ، دلالت مىنمايد بر جراحت بر مجراى بول [ كه ] اگر با آن تفرق اتصالى در قضيب و مثانه به هم رسيده باشد ، رسوب آن اكثر از مائيت متميز مىباشد . و اگر تفرق اتصال در ما فوق مثانه باشد در مجراى بول ، رسوب به مائيت امتزاج يافته از هم متميز نمىگردد و ليكن شديد الامتزاج نيز نمىباشد .

--> ( 1 ) . قبل از اين ، هنگام ذكر اقسام رسوب غير طبيعى ، علقى و دموى را دو قسم مجزا دانسته بود .